X
تبلیغات
.

.
 
لینک دوستان

اندیشه اسلامی محصول چهارده قرن مجاهدت و تلاش بزرگان و اندیشمندانی است که همه همت خویش را معطوف داشتند تا با تکیه بر آموزه های وحی و تعالیم پیامبر اعظم و ائمه اطهار ، مدل کاملی از یک نظام فکری را بنا نهند. نظام فکری خدا محوری  که مبنایی برای همه شئون زندگی باشد و در عین حال هر دو بعد جسمی و روحی انسان را در برگیرد. غایت حیات در اندیشه اسلامی تعالی بشر و تحقق کامل کلمه الله در جهان است و این مهم جز در سایه تدبر در کتاب خدا و تلاش علمی و مجاهده با نفس محقق نخواهد شد.

در میان همه مباحثی که در حوزه اندیشه اسلامی مطرح است ، عبارت اسلام ناب محمدی از جمله مفاهیم عمیق و هوشمندانه ای است که کراراً  در ادبیات و بیانات امام راحل مطرح شده تا گویای این واقعیت باشد که  علی رقم تشتت آرا و اختلاف عقیده در میان اندیشمندان ، امکان دستیابی به یک ساختار فکری واحد در چهار چوب اسلام وجود دارد. این ساختار نه با تاکید بر اشتراکات بلکه با کوشش در جهت رسیدن به یک حقیقت واحد قابل دستیابی است.

وبلاگ سابقون بر آن است ضمن بازخوانی اندیشه اسلامی و مرور آثار اندیشمندان معاصر ، الگوی کارآمدی از تفکر شیعی را پیش روی علاقمندان قرار دهد. ضمن تشکر ازهمه عزیزان و صاحب نظران به جهت انتخاب این وبلاگ، صمیمانه آماده دریافت  نظرات و پیشنهادات ارزشمند شما هستیم. امید است مرضی رضای حق تعالی قرار گیرد.

                                      و من الله التوفیق

                                       عبد الزهرا ، محسن دماوندی کمالی

[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 10:38 ] [ محسن ]
هوالحق

سلام آقا سید

چند سالی بود که یاد و نامت را داشتند زیر سایه انرژی هسته ای کمرنگ می کردند. امسال هم که در و پیکر تمام مراکز هسته ای مان را گل گرفته ایم ، گفتیم شاید فروردین ما بوی تو را بگیرد که نشد. همه درگیر ثبت نام یارانه هایشان هستند. اما تو برای ما همیشه پررنگی سید مرتضای عزیز . . . هنوز هم توی این مملکت فداییییی دارییی.

سلام راوی مجنون،سلام راوی خون
نگاه کن! که نگاهت غزل غزل مضمون

تو در مسیر خدا در میان خوف و رجا
نشسته روی لبانت تبسمی محزون

به اعتقاد تو سیاره رنج می خواهد
جهان چه فایده لبریز باشد از قارون

جهان برای تو زندان،برای تو انگور
جهان دسیسهء هارون و نقشهء مآمون

درون من برهوتی است از حقیقت دور
از این سراب مجازی مرا ببر بیرون

چگونه طاقت ماندن؟ مرا ببر با خود
از این زمانه به فردای دیگری ،اکنون

نگاه کن! که نگاهت روایت فتح است
سپاه چشم تو کرده است فکه را مجنون


به سمت عشق پریدی خدانگهدارت
تو مرتضا ی و دستان مرتضی یارت...

حمیدرضا برقعی

[ چهارشنبه بیستم فروردین 1393 ] [ 9:20 ] [ محسن ]

هوالحق

 اقتصاد فرهنگ با عزم ملی و مدیریت جهادی

سالهاست که بعد از صدای دُهل و سُرنای تحویل سال پای تلوزیون گوش جان به فرمایشات نوروزی امام مان می سپاریم تا سیاست های کلی سال و مسیر را برایمان روشن سازد. پیام کوتاهی که هر ساله با تفسیر و اشارات سخنرانی مشهد کامل می شود و رهنامه ای دقیق و حکیمانه پیش روی ما ترسیم می نماید. دید و باز دید روزهای اول شاید فرصت دیدن مشروح این سخنرانی را از ما بگیرد اما اکنون که فراغ بالی حاصل شده بد نیست از فرصت استفاده کنیم و نگاهی به فرمایشات ایشان بیندازیم. 

متن کامل بیانات امام خامنه ای را در ادامه مطلب بخوانید.


موضوعات مرتبط: اندیشه اسلامی، جامعه اسلامی، اندیشه های راهبردی
ادامه مطلب
[ سه شنبه پنجم فروردین 1393 ] [ 11:1 ] [ محسن ]

هوالحق

وفات جانگداز نبی مکرم اسلام و شهادت امام حسن مجتبی(ع) و امام الرئوف علی ابن موسی الرضا (ع) بر پیروان راستینشان تسلیت باد.

[ چهارشنبه یازدهم دی 1392 ] [ 14:18 ] [ محسن ]

مخاطب هنرمند مسلمان

آنچه می خوانید بخش اول از یک سخنرانی منتشر نشده از سید مرتضی آوینی در جمع گروهی از طلاب است که نکات قابل تاملی پیرامون هنر انقلاب اسلامی از زاویه دید مخاطب شناسی دارد.

در مورد مخاطب هنرمند مسلمان بحثها خیلی است و اگر كلیتی از هر كدام از عناوین گفته شود، وقت زیاد می‌برد. ولی آنچه كه برای ما راه‌گشاست، به این مطلب بازمی‌گردد كه «هدف از تبلیغات چیست؟» خیلی مشخص است؛ یعنی با توجه هدف تبلیغات می‌شود مخاطب را انتخاب كرد.

و این به مسئله تبلیغات در اسلام باز می‌گردد. آنچه در قرآن درباره تبلیغات می‌شود گفت، این است كه وظایف مبلغین با وظایف پیامبران یكسان است. در رابطه با هدف اسلام از تبلیغات می‌شود گفت این است كه اسلام دو جور رسالت برای انسانها می‌شود اثبات كرد: یكی رسالت خاص و كلی كه در مورد انبیاء و ائمه اطهار(ع) مطرح است و دیگری رسالت عام و جزیی كه برای همه انسانها قابل اثبات است. ما به‌طور مشخص به مسئله مخاطب می‌پردازیم؛ ولی بحث این است كه همان رسالتی كه برای انبیاء و ائمه اطهار(ع) علیهم‌السلام اثبات می‌كنیم، به‌نوعی جزیی‌تر و عمومی‌تر بر همه انسانها واجب است.
مسئله‌ای كه ما در مذهبمان به‌عنوان یكی از فروع دین داریم، امر به معروف و نهی از منكر است. یك تبلیغ و نظارت عمومی كه برای همه افراد بشر اثبات می‌شود. یك جور نبوت و رسالت عمومی؛ رسالت عام. اگر رسالت ائمه و انبیاء را رسالت خاص بگیریم، این رسالت نسبت به آنها از عمومیت بیشتری برخوردار است و بر همه انسانها واجب است.

اهداف رسالت عام عینا‌ً همان اهدافی است كه در رسالت خاص وجود دارد و همه اینها از یك طرف به هدف از خلقت انسان باز‌می‌گردد و از طرف دیگر به شناخت انسان، یعنی موجودیت او و مشخصاتی كه به‌عنوان یك وجود انسانی دارد.

بقیه در ادامه مطلب


موضوعات مرتبط: اندیشه اسلامی
ادامه مطلب
[ سه شنبه دوازدهم آذر 1392 ] [ 10:56 ] [ محسن ]

هوالحق

امام حسين(ع) در نهضت عاشورا براي اينکه اعلام کند که راه او ويژه او نيست بلکه راهي است جاودانه که گذشتگان همان راه را رفته اند و آيندگان بايد همان راه را طي کنند ماهيت آن را امر به معروف و نهي از منکر مي داند و امر به معروف و نهي از منکر هم راه انبيا و روش صالحان است.

انسان و تکامل

1- آفرينش انسان و ترکيب وجودي او به گونه اي است که استعداد ترقي و تعالي در هر زمينه در نهاد وي بسان نعمتي پر بها به وديعت نهاده شده است و مي تواند از راه ها و شيوه هاي گوناگون ابعاد وجودي خويش را گسترش و تکامل بخشد و به تعالي دست يابد. به عبارت ديگر: انسان با توجه به زمينه ها و استعدادهاي خويش رو به سوي کمال مطلق دارد و همواره در صدد صعود به مدارج عالي انساني است. زيرا ميل به کمال مطلق و نيل به آن فطري هر انساني است. 
براي نيل به اين مقصود انسانها راه هايي را در پيش مي گيرند و شيوه هايي را اتخاذ مي کنند تا سير خود را به سوي هدف و صعود به قله هاي کمال، آسان تر گرداند. 
مشاهده سير تکامل ديگران و نظاره صعود آنها به قله هاي کمال، انسان را به اين انديشه وامي دارد که چه نيکوست او نيز همانند او راه مورد نظر را بپيمايد و در مسير رشد و کمال گام بردارد.

بقیه را در ادامه مطلب بخوانید 


ادامه مطلب
[ پنجشنبه شانزدهم آبان 1392 ] [ 0:46 ] [ محسن ]

هوالحق

شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا،تأثير بيدارگر و حركت آفرين داشت و خونى تازه در رگهاى جامعه اسلامى دواند و جو نامطلوب را شكست و امتدادهاى آن حماسه،در طول تاريخ،جاودانه ماند.حتى در همان سفر اسارت اهل بيت نيز تأثيرات سياسى اين حادثه در انديشه‏هاى مردم آشكار شد.گروهى از اسرا را كه به شام مى‏بردند، چون به تكريت رسيدند،مسيحيان آنجا در كليساها جمع شدند و به نشان اندوه بر كشته شدن حسين«علیه السلام»،ناقوس نواختند و نگذاشتند آن سربازان وارد آنجا شوند.به شهر«لينا» نيز رسيدند.مردم آنجا همگى گرد آمدند و بر حسين و دودمانش سلام و درود فرستادند و امويان را لعن كردند و سربازان را از آنجا بيرون كردند.چون خبر يافتند كه مردم«جهينه» هم جمع شدند تا با سربازان بجنگند وارد آن نشدند.به قلعه«كفر طاب»رفتند،به آنجا نيز راهشان ندادند.به حمس كه وارد شدند،مردم تظاهرات كردند و شعار دادند:«اكفرا بعد ايمان و ضلالا بعد هدى؟»و با آنان درگير شدند و تعدادى را كشتند.(1) برخى از تأثيرات حماسه عاشورا از اين قرار است:

1ـ قطع نفوذ دينى بنى اميه بر افكار مردم‏

2ـ احساس گناه و شرمسارى در جامعه،بخاطر يارى نكردن حق و كوتاهى در اداى تكليف‏

3ـ فرو ريختن ترسها و رعبها از اقدام و قيام بر ضد ستم‏

4ـ رسوايى يزيديان و حزب حاكم اموى‏

5ـ بيدارى روح مبارزه در مردم‏

6ـ تقويت و رشد انگيزه‏هاى مبارزاتى انقلابيون‏

7ـ پديد آمدن مكتب جديد اخلاقى و انسانى(ارزشهاى نوين عاشورايى و حسينى)

8ـ پديد آمدن انقلابهاى متعدد با الهام از حماسه كربلا

9ـ الهام بخشى عاشورا به همه نهضتهاى رهايى بخش و حركتهاى انقلابى تاريخ‏

10ـ تبديل شدن«كربلا»به دانشگاه عشق و ايمان و جهاد و شهادت،براى نسلهاى انقلابى شيعه‏

11ـ به وجود آمدن پايگاه نيرومند و عميق و گسترده تبليغى و سازندگى در طول تاريخ،بر محور شخصيت و شهادت سيد الشهدا«علیه السلام»

از نهضتهاى شيعى پس از عاشورا،مى‏توان«انقلاب توابين» ، «انقلاب مدينه»،«قيام=مختار»،«قيام زيد»،و...حركتهاى ديگر را نام برد.براى توضيح بيشتر،به مدخل خاص=هر يك از اين نهضتها در همين مجموعه مراجعه شود.تأثير حماسه عاشورا را در=انقلابهاى بزرگى كه در طول تاريخ،بر ضد ستم انجام گرفته،چه در عراق و ايران و چه در كشورهاى ديگر،نبايد از ياد برد.«فرهنگ شهادت»و انگيزه جهاد و جانبازى كه در انقلاب اسلامى ايران و هشت سال دفاع مقدس در جبهه‏ها جلوه‏گر بود،گوشه‏اى از اين تأثير پذيرى است.شعار«نهضت ما حسينيه،رهبر ما خمينيه»كه در مبارزات ملت مسلمان ايران بر ضد طاغوت طنين افكن بود و نيز شور حسينى جبهه‏هاى رزم ايران،گواه روشن تأثير گذارى كربلا در قرنها پس از آن حماسه مقدس است.يكى از نويسندگان محقق، نتايج نهضت كربلا را عبارت مى‏داند از:

1ـ پيروزى مسأله اسلام و حفظ آن از نابودى‏

2ـ هزيمت امويان از عرصه فكرى مسلمين‏

3ـ شناخت اهل بيت بعنوان نمونه‏هاى پيشوايى امت‏

4ـ تمركز شيعه از بعد اعتقادى بر محور امامت‏

5ـ وحدت صفوف شيعه در جبهه مبارزه‏

6ـ ايجاد حس اجتماعى در مردم‏

7ـ شكوفايى موهبتهاى ادبى و پديد آمدن ادبيات عاشورايى

8ـ منابر وعظ و ارشاد،به عنوان وسيله آگاهانيدن مردم

9ـ تداوم انقلاب بصورت زمينه سازى نهضتهاى پس از عاشورا(2) حادثه كربلا،گشاينده جبهه اعتراض عليه حكومت امويان و سپس عباسيان شد،چه به صورت فردى كه روحهاى بزرگ را به عصيان و افشاگرى واداشت،و چه به شكل مبارزه‏هاى گروهى و قيامهاى عمومى در شهرى خاص يا منطقه‏اى وسيع.(3)

خون او تفسير اين اسرار كرد

ملت خوابيده را بيدار كرد(4

پى‏نوشتها

1ـ عاشورا فى الأدب العاملى المعاصر،ص 54 به نقل از منتخب طريحى و مقتل ابى مخنف.
2
ـ براى تفصيل آن ر.ك:«حياة الامام الحسين»،باقر شريف القرشى،ج 3،ص 436،(معطيات الثورة) .
3
ـ در اين زمينه‏ها ر.ك:«الانتفاضات الشيعيه»،هاشم معروف الحسنى،«امامان و جنبشهاى مكتبى»،محمد تقى مدرسى.
4
ـ كليات اقبال لاهورى،ص .75

فرهنگ عاشورا، جواد محدثى،‏ صفحه‏21

 

[ سه شنبه چهاردهم آبان 1392 ] [ 13:45 ] [ محسن ]

رشد و شکوفایی هر جامعه ای در گرو انسان ها و گروه های اجتماعی تربیت یافته و تعلیم دیده متخصص و با وجدان است. این تعلیم و تربیت باید از دوران کودکی و نوجوانی آغاز گشته تا آخر عمر ادامه یابد. تربیت یعنی به ظهور رساندن امکانات بالقوه موجود در درون شخص و به عبارت دیگر برانگیختن استعدادها و قوای گوناگون انسان و پرورش آن که باید با کوشش مربی و خود متربی توام گردد تا به منتهای کمال نسبی خود به میزان طاقت و توانایی نایل شود و در مسیر فضیلت قرار گیرد، یعنی به تمام معنی تزکیه شود تا آماده تعلیم گردد. تعلیم عبارت است از فراهم آوردن زمینه برای رشد و شکوفایی ذهنی انسان که در هر آموزش یکی از آنها به فعلیت می رسد و به تعبیر دیگر تعلیم عبارت است از تلقین و ایصال و انتقال معلومات به اذهان. ‏

کسانی که در تعلیم و تربیت فرد نقش دارند عبارتند از خانواده، جامعه، دوستان، مربیان و معلمان، الگوها و شخصیت های محبوب و معروف جامعه و غیره. خانواده شامل پدر و مادر و دیگر افراد خانواده به نسبت نزدیکی و اولویت است. اولین و مهمترین وظیفه و نقش را پدر و مادر در تربیت اولاد خود دارند که اگر کمترین قصور یا بی توجهی را در این امر مهم و سرنوشت ساز بنمایند، بزرگترین ضربت را به عزیزترین و گرانبهاترین محصول خود یعنی فرزندانشان زده اند و بالنتیجه او را ناکام و گرفتار و خود را مغبون و گاه ملعون و خسرالدّنیا و الاخره نموده اند. ‏

و اما وظایفی که دارند به طور اجمال بدین شرح است: نام نیک بر وی بگذارند از جمله انتخاب نام نیکو و شایسته از میان نام های امامان و انسان های نیکوکار تاریخ. با شیر مادر تغذیه شود و اگر لازم باشد برایش دایه بگیرند، دایه ای متدین و عاقل و فهمیده و سالم برای او اختیار کنند

در تعلیم و تربیت او بکوشند و او را به اخلاق خوب عادت دهند زیرا اگر به اخلاق بد عادت کرد، ترک معصیت او مصیبت است و اغلب گرفتاری های پدر و مادر به واسطه عدم توجه خودشان است و اول چیزی که از بچه کشف می شود همان حیاء اوست. و حیاء ترس از ظاهر شدن امر قبیح است و در هیمن جا بایستی متوجه بود که کودکی که فطرتاً از امر قبیح احتراز می کند و به فعل جمیل میل دارد، دلیل عقل اوست و باید فوراً از این حال او استفاده کرده و او را متوجه افعال پسندیده نمود و در تعلیم و تربیتش کوشید. ‏

در اینجا باید عرض شود چون کودک ممیز می‌گردد و تشخیص حسن و قبح را می دهد پدر و مادر بایستی کاملاً مراعات اخلاق و رفتار و کفتار خود باشند و بدانند کار آنها در آینه قلب کودک معصوم عیناً منعکس می گردد و خواه ناخواه در او تاثیر خوب یا بد دارد. ولی متاسفانه اغلب پدر و مادرها وقتشان ار صرف امور مادی و سلامتی جسمی کودک می کنند و از امور معنوی و اخلاقی او غافل می شوند و از این راه لطمه بزرگی به نور چشمانشان می زنند. دیگر اینکه نباید کم‌رویی کودک را فقط و فقط از حیای او بدانیم و اگر از او کار قبیحی سر زد و خودش متوجه آن و زشتی اش گردید و شرمنده شد و معلوم است عاقل است و با حیا. ‏

باید پدر و مادر و دیگر اولیا بدانند که ضمیر اطفال چون آینه پاک و صاف است و هر چه با او یاد دهند در او نقش می بندد. لذا باید او را به فضایل اخلاقی و دیانت و ایمان تعلیم داد، لذا باید او را به نحو شایسته ای تربیت کرد و با تعریف و تمجید از افراد خوب و تنفید از اشخاص فاسد و نقل داستان ها در این مورد او را تشویق به کار خوب نمود و از کار زشت و بد منع کرد و امور مادی را در نظرش بی ارج و بی مقدار نمود زیرا و باید رفت و آمد و معاشرت و نشست و برخاست و حتی غذا خوردن و خوابیدن آنها را زیر نظر گرفت و مستقیم و غیر مستقیم مراقب ایشان بود. ‏

باید اگر کار خوبی از او سر زد او را احترام و تکریم و تشویق نمایند و اگر کار بد و زشتی از او سر زد مخفیانه به او تذکر دهند، و او را از شکم پرستی و سخن های زشت و افعال قبیحه و ناپسند منع نمایند و از خواب زیاد و جای گرم و نرم که به راحت طلبی عادت کند او را جلوگیری شوند، خلاصه در تمام امور به رعایت اعتدال وی را راهنمایی و ارشاد و تشویق نمایند و از تمام افعال زشت: دروغ، تهمت، غیبت، سخن چینی و غیره با شیوه‌ای عاقلانه و عالمانه او را منع کنند و مخصوصاً خودشان او را بهترین الگو و سرمشق باشند و به او بفهمانند که کمتر حرف بزند و بیشتر گوش کند. حکیمی گوید: مرا دو گوش داده اند و یک زبان. و البته به موقع باید گفت و به موقع باید گوش بود و ساکت. ‏

دو چیز طیره عقل است دم فرو بستن

به‌وقت گفتن و گفتن به‌وقت خاموشی

‏ او را وادار به احترام افراد خوب و بزرگترها نمایند و مخصوصاً معلم را در نظر او بزرگ و لازم الاحترام جلوه دهند و به او بفهمانند که در مقابل تنبیه او نه تنها اعتراض نکند بلکه ممنون هم باشد و از همه بالاتر و مهم تر این است که همه چیز از روی اخلاص و تنها برای خدا انجام دهند تا موفق و رستگار شوند. در خاتمه این بحث روایتی که از پیامبر اکرم (ص) رسیده نوشته می شود: "لا تضربوا اولادکم علی بکائهم فانّ بکاءهم اربعه اشهرٍ شهاده ان لا اله الّا الله و اربعه اشهرٍ الصّلوه علی النّبیّ و اربعه اشهرٍ الدّعاه لوالدیه". یعنی فرزندان خردسال خود را به خاطر گریه کتک نزنید، چه این چهار ماه (اول کودکی) گریه آنان شهادت به توحید است، و چهار ماه دیگر صلوات بر رسول خدا (ص) است و چهار ماه سوم دعا و طلب مغفرت برای پدر و مادرشان می باشد. (مرحوم علامه طباطبایی فرموده که این، از لطیف ترین روایات باب توحید است: گرایش فطری). ‏

با توجه به نیاز کودکان، نوجوانان و جوانان به الگوها و اسوه های متعالی، باید تلاش نمود که متناسب با هر مقطع سنی، زندگینامه ها و سرگذشت نامه های بزرگان به سبکی روان و جذاب، نوشته شود تا به اقتضای هر سن، پاسخ مطلوبی به این نیاز اصیل داده شود. برای الگوگرایی کودکان و نوجوانان همچون سایر ارزش های اخلاقی، شاخص ها و معیارهای روشن و مطمئنی مورد نیاز است وجود دارد تا آنها بتوانند "الگوها" را از "ضد الگو" تمییز و تشخیص دهند

از این روی، باید در هر مقطع سنی از معیارهای ضروری انتخاب الگو برای کودکان و نوجوانان، گفتگو نمود تا پدیده الگوگرایی به شگل مطلوبی تحقق یابد. چنان که ایام ولادت و شهادت معصومین (ع) که بهترین الگوهای راستین جامعه بشریت می‌باشند. با کیفیت باشکوهی برگزار شود و کودکان و نوجوانان در این محافل حضور و مشارکت داشته باشند، جاذبه نیرومندی در الگو گرایی این نسل ایجاد خواهد نمود

قهرمانان و فرزانگان پیوسته در دل و دیده جوانان مقامی ارجمند و درخور تحسین دارند، چنان که در تبیین زندگینامه آنان این نکته ملحوظ شود که قهرمانان راستین دنیا کسانی هستند که در راه مردم و محرومان و فقیران واقعی جامعه قدرت ایثار و از خودگذشتگی داشته باشند و آنان نیز زندگیشان را حول چنین محوری استوار خواهند ساخت. ‏

انطباق علم و عمل، گفتار و رفتار و سیره علمی و عملی از مهم ترین ویژگی های ضروری یک الگوی راستین و حقیقی است. بیان این ویژگی از سایر خصوصیات مورد نظر برای کودکان و نوجوانان، از اهمیت بیشتری برخوردار است

بویژه اگر این امر با استناد به بخش هایی از گفتار امیر المومنین (ع) و فرازهایی از زندگی پرافتخار ایشان تحقق یابد

به مصداق بیان قرآن کریم "و من یعظّم شعائر الله فانّها من تقوی القلوب" یعنی و هر که بزرگ شمرد شعارهای خدا را همانا آن است از پرهیزکاری دل ها. ‏به نوجوانان و جوانان بیاموزیم آنچه در فرهنگ اسلام مذموم است، خود دنیا نیست بلکه وابستگی به آن است. در این صورت راه ورود به افراط و تفریط ها، محدود می شود. فرهنگ ساده زیستی در تقابل با فرهنگ تجمل پرستی و دنیا گرایی است. و به عبارت دیگر، دنیا گرایی در نقطه مقابل معنویت و ساده زیستی قرار می‌گیرد. چنان که بتوانیم جوانان را با ارزش های فرهنگ ساده زیستی آشنا و مانوس کنیم، خواهیم توانست آنها را در برابر مصرف گرایی و دنیا گرایی نیز مقاوم سازیم. ‏

به نسل آینده جامعه بیاموزیم، آنچه موجب پیشرفت مادی دنیای غرب شده، روی آوردن به روش های علمی و تلاش در راه اکتشافات و نوآوری است و نه پشت کردن به اخلاقیات و معنویات. بنابراین اگر جامعه در کنار پیشرفت علمی و صنعتی، ارتباط خود را با فرهنگ اخلاقی و دینی افزایش دهد و چنان که علم گرایی و اخلاق گرایی مکمل هم باشند تصویری انسانی تر و زیباتر از جامعه و اجتماع در دنیا به وجود می آیند. ‏

 

منابع

چهار وادی سلوک، محمد کاظم بصیری ابر‌قویی، قم: دفتر نشر الهادی، 1379

دری به شهر دانش، روش های تربیت اخلاقی از نگاه امام علی (ع)، محمد رضا شرفی، نشر نیکتاب، 1379‏

 


موضوعات مرتبط: تربیت اسلامی
[ دوشنبه ششم آبان 1392 ] [ 10:39 ] [ محسن ]

هوالحق

ماه مبارک رمضان و گرفتن روزه در این ماه پر فضیلت، دارای آداب و شرایطی است که برخی از آنها چنین است:

1. دیدن هلال ماه: یکی از آداب ماه مبارک رمضان رؤیت هلال این ماه شریف است.


۲. خوردن افطار و سحری: خوردن افطار و سحری از سنت های ماه مبارک رمضان محسوب شده، تا جایی که در شریعت اسلام از «صوم وصال»؛ یعنی روزه ای که بدون خوردن افطار و سحری به روزه روز بعد متصل شود، نهی شده است.

۳. کثرت نماز، دعا، استغفار و صدقه: کثرت نماز، دعا، استغفار، قرآن و صدقه از دیگر آداب این ماه شریف است.

۴. روزه اعضا و جوارح بیرونی و درونی: در بین آداب روزه، مهم ترین آن روزه اعضا و جوارح بیرونی و درونی است. در تفسیر جامع به نقل از کافى، فقیه و تهذیب، از محمد بن مسلم روایت شده است که امام جعفر صادق (علیه السلام) به من فرمود: زمانى که روزه هستى پس باید گوش، چشم، زبان، دست، پا و پوست بدن تو روزه دار باشد.

۵. اهتمام ویژه به دهه آخر ماه مبارک رمضان: دهه آخر ماه مبارک رمضان، از ویژگی های خاصی برخوردار است. دو شب مهم قدر در آن قرار گرفته است، همچنین طبق سنت پیامبر (صلی الله علیه واله)، دهه اعتکاف محسوب می شود.
پاسخ تفصیلی

ماه مبارک رمضان و گرفتن روزه در این ماه پر فضیلت، دارای آداب و شرایطی است که در این فرصت به برخی از آنها اشاره می شود:

۱. رؤیت هلال ماه

یکی از آداب ماه مبارک رمضان دیدن هلال این ماه شریف است. در کتاب «سنن النبی» به نقل از «تهذیب» شیخ طوسی (ره) ذکر شده است: آنچه از سنت رسول خدا (صلی الله علیه واله) ثابت شده، این است که آن حضرت خود، متصدى رؤیت هلال ماه مبارک رمضان می شد.[۱]

۲. افطار و سحری خوردن

خوردن افطار و سحری از سنت های ماه مبارک رمضان محسوب شده، تا جایی که در شریعت اسلام از «صوم وصال»؛ یعنی روزه ای که بدون خوردن افطار و سحری به روزه روز بعد متصل شود، نهی شده است.

شیخ مفید در کتاب مقنعه می فرماید: از آل محمد (علیهم السلام) روایت شده است که «سحرى» خوردن مستحب است و لو با یک شربت از آب. سپس می فرماید: روایت شده که بهترین غذاى سحر «خرما» و «قاووت» است؛ زیرا رسول خدا در «سحرها» از آن میل می کرد.[۲]

در کتاب سنن النبى (صلی الله علیه واله) روایاتی در سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه واله) در باب افطار و سحری ذکر شده است که آن حضرت (صلی الله علیه واله) وقتى مى‏خواست افطار کند، با حلوا، شیرینى، رطب، خرما، شیر، نان خیس شده و... افطار مى‏کرد و اگر هیچ کدام نبود با آب خنک افطار مى‏نمود.[۳]

نکته مهم در تناول افطار و سحری، حلال بودن آن است. در تفسیر روح البیان از بعضی از بزرگان نقل شده است که: "افطار بر لقمه حلال در نزد من از قیام شب و روز محبوب تر است و حرام است بر خورشید توحید که بر قلب بنده ای بتابد که در اندرونش لقمه حرام جای گرفته است. پس بر روزه دار لازم است که از غذای حرام اجتناب نماید؛ زیرا آن سمّ مهلک دین و سنت است".[۴]

۳. کثرت نماز، دعا، استغفار و صدقه

کثرت نماز، دعا، استغفار، قرآن و صدقه از دیگر آداب این ماه مبارک است. در سنن النبی آمده است:

سید بن طاوس در کتاب «اقبال» از جزء دوم تاریخ نیشابورى روایتى نقل مى‏کند که: چون ماه مبارک رمضان فرا مى‏رسید، رنگ رخسار رسول خدا (صلی الله علیه واله) تغییر مى‏کرد، و نماز خواندنش زیاد مى‏شد، و در دعا و درخواست از حق تعالى بسیار زارى و تضرع مى‏کرد، و از خدا ترسان بود.[۵]

در کتاب «فقیه» روایت شده است: رسول خدا وقتى که ماه رمضان فرا مى‏رسید، تمامى اسیران را، آزاد مى‏کرد و به هر سائلى چیزى مى‏داد.[۶]

در کتاب کشف الاسرار آمده است: مصطفى (صلی الله علیه واله) گفت: «من صام رمضان و قامه ایمانا و احتسابا غفر له ما تقدّم من ذنبه» گفت: هر که ماه رمضان روزه دارد و اندر شب وى قیام آرد، چنان که روزه فریضه داند و قیام سنّت، خداى عز و جل گناه گذشته وى بیامرزد‏.[۷]

در خطبه شعبانیه آمده است: ... در وقت نماز دست به دعا بردارید که بهترین ساعتها است، خدا در آن نظر لطف به بندگان خود دارد به مناجات آنها پاسخ دهد و فریاد آنها را لبیک گوید و درخواست آنها را بدهد و دعاى آنها را مستجاب کند. ای مردم نفس شما در گرو کردار شما است، آن را به استغفار رها کنید. دوش شما از گناهان شما بار سنگینى دارد به طول سجود آن را سبک کنید و بدانید که خداى تعالى به عزت خود قسم خورده که نمازخوانان و ساجدان را عذاب نکند و آنها را روز قیامت به هراس دوزخ نیندازد ... هر که یک آیه قرآن در آن بخواند چون کسى باشد که در ماه هاى دیگر یک ختم قرآن بخواند... .[۸]

۴. روزه اعضا و جوارح بیرونی و درونی

در بین آداب روزه، مهم ترین آن روزه اعضا و جوارح بیرونی و درونی است. در تفسیر جامع به نقل از کافى، فقیه و تهذیب، از محمد بن مسلم روایت شده است که حضرت امام جعفر صادق (علیه السلام) به من فرمود: زمانى که روزه هستى، پس باید گوش، چشم، زبان، دست و پا و پوست بدن تو روزه دار باشد... .[۹]

امام صادق (علیه السلام) فرمود: روزه گرفتن، تنها به خویشتن دارى از نوشیدن و خوردن نیست. مریم مادر عیسى گفت: «من نذر کرده‏ام که براى خداى رحمان روزه باشم» یعنى، جز به ستایش خداى رحمان، دهان خود را باز نکنم. اگر روزه گرفتید، زبان خود را حفظ کنید. چشم خود را فرو بخوابانید. نزاع مکنید. حسد مورزید. رسول خدا شنید که یکى از بانوانش با دهان روزه خادم خود را دشنام مى‏دهد. فرمود تا برایش خوراکى حاضر کنند و بعد به آن خانم گفت: میل کنید. خانم گفت: من روزه دارم. رسول خدا به او گفت: «چه گونه روزه‏اى که خادم خود را دشنام مى‏دهى؟ روزه گرفتن فقط با دهان بستن از خوراک و آب نیست». امام فرمود: هر گاه روزه گرفتى و دهان خود را از نوشیدنى و خوردنى بستى، باید گوش و چشم تو نیز از حرام و ناشایسته بسته شود: بحث و جدل مکن. خادمت را با نیش زبان آزار مده. آرامش و وقارى که ویژه روزه‏دارى است، از دست مده. مبادا روز روزه‏ات مانند روزهاى دیگر باشد.[۱۰]

۵. اهتمام ویژه به دهه آخر ماه مبارک رمضان

دهه آخر ماه مبارک رمضان، از ویژگی های خاصی برخوردار است. دو شب مهم قدر در آن قرار گرفته است، همچنین طبق سنت پیامبر (صلی الله علیه واله)، دهه اعتکاف محسوب می شود.

در کتاب کافى از امام صادق (علیه السلام) روایت شده است: چون دهه آخر ماه مبارک رمضان مى‏رسید، رسول خدا (صلی الله علیه واله) کمرش را محکم مى‏بست‏، و از نزدیکى کردن با زنانش احتراز مى‏کرد، شب زنده دارى مى‏نمود و خود را براى عبادت فارغ البال مى‏ساخت.[۱۱]

در کتاب «دعائم» از امیرالمومنین على (علیه السلام) روایت شده است: رسول خدا دهه آخر ماه مبارک رمضان رختخواب خود را جمع مى‏کرد، و کمرش را براى عبادت محکم مى‏بست. و چون شب بیست و سوم فرا مى‏رسید، أهل بیت خود را بیدار نگه مى‏داشت. و به صورت هر کدام که خواب بر او غلبه می کرد آب مى‏زد که خوابش نگیرد. همین طور حضرت زهرا (سلام الله علیها)، هیچ یک از أهل خانه خود را نمى‏گذاشت که در آن شب بخوابند، و براى این که خوابشان نبرد، غذاى کمترى به آنان مى‏داد و از روز، خود را براى شب ‏زنده ‏دارى آماده مى‏کرد و مى‏فرمود: محروم است کسى است که از خیر این شب بى‏بهره بماند.[۱۲]

پینوشت:
[۱] طباطبائی، محمد حسین، سنن النبی (صلی الله علیه واله)، فقهی، محمدهادی، ص ۳۰۲،ح ۳۴۳، کتاب فروشى اسلامیه ،تهران، چاپ هفتم، ۱۳۷۸ش.

[۲]. همان، ص ۲۹۵، ح ۳۳۳.

.[۳] همان، ص ۲۹۴- ۳۰۱.

.[۴]آلوسی، تفسیر روح البیان، ج ۱،ص ۲۹۶. قال ابو سلیمان الدارانی قدس سره لأن أصوم النهار و أفطر اللیل على لقمة حلال أحب الى من قیام اللیل و النهار و حرام على شمس التوحید ان تحل قلب عبد فی جوفه لقمة حرام و لا سیما فی وقت الصیام فلیجتنب الصائم أکل الحرام فانه سم مهلک للدین و السنة.

.[۵] طباطبایی، محمدحسین، سنن النبی، ص ۳۰۰، ح ۳۳۶.

.[۶] همان، ص ۲۹۶، ح ۳۳۵.

.[۷] میبدی، کشف الأسرار و عدة الأبرار، ج ‏۱، ص ۴۸۸ و ۴۸۹.

.[۸] شیخ صدوق، امالى، کمره‏اى، ص ۹۴ و ۹۵.

.[۹] بروجردی،سید محمد ابراهیم، تفسیر جامع، ج ۱، ص ۳۰۰، انتشارات صدر، تهران، چاپ ششم، ۱۳۶۶ش.

.[۱۰] بهبودی، محمد باقر، گزیده کافى، ج ‏۳، ص ۱۳۴و ۱۳۶، انتشارات علمی و فرهنگی، تهران، چاپ اول، ۱۳۶۳ش.

.[۱۱] طباطبائی، محمد حسین، همان، ص ۳۰۱ و ۳۰۲،ح ۳۴۲.

.[۱۲] همان، ص ۲۹۶، ح ۳۳۶.

منبع:اسلام کوئست

[ دوشنبه هفدهم تیر 1392 ] [ 8:33 ] [ محسن ]

هوالحق

با آرزوی سالی خوش برای همه دوستان و همراهان خوب سابقون ، پیشاپیش فرا رسیدن نوروز را به همه شما تبریک عرض می کنم.

پیروز و سربلند باشید. یا علی

[ دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1391 ] [ 10:7 ] [ محسن ]
هوالحق

وبلاگ سابقون یک ساله شد.

از همه دوستانی که در یک سال گذشته همراه و یاور سابقون بودند صمیمانه تشکر می کنم. در صورتی که هر انتقاد یا پیشنهادی در راستای بهبود سابقون دارید با آزادی کامل در قسمت نظرات مرقوم فرمایید.

با تشکر- یا علی

[ شنبه بیست و هشتم بهمن 1391 ] [ 0:17 ] [ محسن ]
هوالحق

23 بهمن سالگرد شهادت شهید عماد مغنیه گرامی باد .


شهید "عماد مغنیه" معروف به "حاج رضوان" که بیشترین تعداد عملیات علیه رژیم صهیونیستی را در جهان به نام خود ثبت کرده است، در ماه جولای سال 1962 میلادی در شهر صور دیده به جهان گشود.

خانواده شهید مغنیه که متشکل از پدرش، آیت‌الله شیخ "جواد مغنیه" از علمای برجسته شیعه لبنان، مادر و "جهاد" و "فؤاد" دو برادر وی بود که بعدها به شهادت رسیدند، پس از مدتی از صور به ضاحیه جنوبی بیروت نقل مکان کردند و در این منطقه بود که شهید مغنیه، تحصیلات ابتدایی و دبیرستان خود را گذراند و پس از آن در جوانی، وارد دانشگاه آمریکایی بیروت (AUB) شد.

شهید مغنیه در اوایل دهه هشتاد میلادی به "نیروی 17" شاخه نظامی جنبش آزادی‌بخش فلسطین پیوست که نیرویی ویژه بود که برای حفاظت از مبارزانی مانند ابوعمار، ابو جهاد و ابود ایاد تشکیل شده بود. او از همان زمان، در عملیات انتقال سلاح از جنبش آزادی‌بخش فلسطین برای مقاومت اسلامی لبنان که در حزب‌الله و جنبش امل نمود دارد نقش اساسی داشت اما در پی اشغال لبنان در سال 1982 میلادی از سوی رژیم صهیونیستی، مبارزان جنبش آزادی‌بخش فلسطین مجبور به ترک لبنان شدند.

محاصره بیروت، سه ماه به طول انجامید و با خروج مبارزان فلسطینی و سازمان آزادی‌بخش از لبنان، عماد مغنیه نیز به صفوف رزمندگان افواج مقاومت اسلامی (جنبش امل) پیوست که از سوی امام موسی صدر و شهید مصطفی چمران تأسیس شده بود اما شهید مغنیه در ادامه و همزمان با انتقال سید حسن نصرالله از امل، به حزب تازه‌تأسیس حزب‌الله پیوست.

شهید مغنیه پس از اجرای موفقیت‌آمیز چند عملیات‌ به عنوان فرمانده گارد حفاظت مقامات بلندپایه حزب‌الله منصوب شد و پس از آن به عنوان مسؤول عملیات ویژه حزب‌الله انتخاب شد.

رژیم صهیونیستی همچنین مدعی شده است عملیات ربودن دو تن از نظامیان اسرائیلی در تابستان دو سال پیش که به آغاز جنگ این رژیم علیه لبنان انجامید، از سوی عماد مغنیه هدایت شده است.

روزنامه انگلیسی "ساندی‌تلگراف" درباره شهید مغنیه نوشت: او یک انقلابی مجاهد است که با امام خمینی(ره) بیعت کرده که در راه انقلاب اسلامی از جان خویشتن نیز بگذرد.

تصاویری که تا کنون از شهید "عماد مغنیه" منتشر شده است بسیار اندک است به‌گونه‌ای که پلیس فدرال آمریکا (اف.بی.آی) مدعی شد وی دو بار اقدام به جراحی پلاستیک بر روی صورت خود کرده است تا شناسایی نشود.

شهید عماد مغنیه که به دوری از رسانه‌ها شهرت داشت به "مرد سایه" در مقاومت اسلامی شهرت داشت و بسیاری او را مغز متفکر حزب‌الله قلمداد می‌کنند.

شهید عماد مغنیه دیشب در پی انفجار در خودروی بمب‌گذاری‌شده در دمشق، به شهادت رسید.

طراحی همه عملیات‌های نظامی حزب‌الله به وی نسبت داده شده است‏.‏ وی فعالیت جهادی خود را از زمان ایجاد حزب آغاز و یگان نظامی را تاسیس کرد‏.‏
بر اساس ادعای غربی‌ها و رژیم صهیونیستی، مغنیه به انجام برخی عملیات از جمله ربودن خارجی‌ها در لبنان، انفجار مقر نیروهای دریایی آمریکا در بیروت، انفجار مقر چتر بازان فرانسوی در بیروت، ربودن هواپیمای "تی دبلیو ای" آمریکایی، دو بار انفجار مقر سفارت آمریکا در بیروت، انفجار مقر سفارت عراق در بیروت و انفجار مقر یهودی در بوینس آیرس متهم شده بود‏.‏


آمریکا، مغنیه را فرد شماره یک تحت پیگرد و در فهرست تروریستها می دانست و ‏25‏ میلیون دلار به کسی که درباره او اطلاعات ارایه کند، جایزه تعیین کرده بود‏.

‏دو برادر وی به نامهای فواد و جهاد نیز پیش از این به شهادت رسیده اند‏.‏جهاد در توطئه ترور سید "محمد حسین فضل الله" و فواد در انفجاری توسط موساد اسراییل شهید شدند‏.

این تصویر اعلامیه پلیس فدرال آمریکا برای دستگیری عماد مغنیه است.

ترجمه متن اعلامیه بدین شرح است

تحت تعقیب

عماد فائز مغنیه

تا ۵ میلیون دلار پاداش

تاریخ تولد: سال ١٩٦٢

محل تولد: لبنان

بلندی قامت: ۵ پا و ٧ اینچ

وزن: نامعلوم

جثه: نامعلوم

رنگ مو: خرمائی

رنگ چشمان: نامعلوم

رنگ چهره: نامعلوم

گفته میشود که مغنیه رئیس تشکیلات امنیتی سازمان تروریستی حزب الله لبنان است و تصور میرود که در لبنان به سر میبرد.


وی به اتهام توطئه برای سرقت هواپیما، گروگانگیری، راهزنی هوائی منجر به قتل، دخالت در کار خدمه هواپیما، قرار دادن وسیله منفجره درون هواپیما، همراه داشتن مواد منفحره در داخل هواپیما، و حمله به مسافران و کارکنان هواپیما، راهزنی هوائی منجر به آدمکشی، راهزنی هوائی، گروگانگیری، مداخله در کار کارکنان پرواز، و قرار دادن مواد منفجره درون هواپیما، قرار دادن وسائل انفجاری درون هواپیما، حمله در داخل هواپیما به قصد ربودن آن بوسیله اسلحه خطرناک که منجر به جراحات شدید شده ومعاونت و همدستی در جرم تحت تعیقب قرار دارد.

برای "عماد فائز مغنیه" به خاطر نقشش در طرح نقشه و مشارکت در ربودن یک هواپیمای تجاری در تاریخ ١٤ ژوئن ١٩٨۵ که به حمله به مسافران و خدمه گوناگون هواپیما و کشته شدن یک شهروند آمریکا منجر شد کیفرخواست صادر شده است.

یادش گرامی باد - یا علی


موضوعات مرتبط: نهضت جهانی اسلام
[ دوشنبه بیست و سوم بهمن 1391 ] [ 23:57 ] [ محسن ]

دهه فجر مبارک باد.


این اعجاز بزرگ قرن و این پیروزی بی نظیر و این جمهوری اسلامی محتاج به حفظ و نگهداری است .

امام خمینی(ره)

[ شنبه چهاردهم بهمن 1391 ] [ 12:51 ] [ محسن ]

اي آنکه در نگاهت حجمي زنور داري

کي از مسير کوچه قصد عبور داري؟

چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابي

اي آنکه در حجابت درياي نور داري

من غرق در گناهم، کي مي کني نگاهم؟

برعکس چشمهايم چشمي صبور داري

از پرده ها برون شد، سوز نهاني ما

کوک است ساز دلها، کي ميل شور داري؟

در خواب ديده بودم، يک شب فروغ رويت

کي در سراي چشمم، قصد ظهور داري؟

آغاز ولایت مهدی موعود ، امام زمان(عج)مبارک باد.
[ دوشنبه دوم بهمن 1391 ] [ 8:35 ] [ محسن ]

- داداشی به نظر تو زندگی بعد از تولد وجود داره؟
- نه من به این اراجیف اعتقادی ندارم؛ من یک روشنفکرم
- آیا تو به وجود مامان اعتقاد داری؟
 - مگه تا حالا مامانو دیدی؟


موضوعات مرتبط: تربیت اسلامی
[ دوشنبه بیست و پنجم دی 1391 ] [ 12:9 ] [ محسن ]

گاهی اوقات با خودم فکر می کنم که ارزش بعضی چیزها آنطور که باید شناخته نمی شود . البته تا حدودی طبیعی است که کسب معرفت نسبت به برخی امور با موانعی همراه باشد . گاه اموری مورد غفلت قرار می گیرند که بسیار دور از ذهن یا خارج از ذهن بوده و به جهت عدم قرابت ، کسب معرفت نسبت به حقایق آن دشوار است؛ اما عموماً غفلت شامل اموری می شود که اتفاقاً بسیار نزدیک و ملموس و عینی هستند. معرفت ما به برخی مسائل نزدیک و اطراف مان، گاه آنقدر ناچیز است که جز تأسف چیزی نمی توان گفت.

یکی از این موارد میزان معرفت ما به شخص نبی مکرم اسلام محمد مصطفی (ص) و مراتب علو این وجود ذیجود است . هر روز به بهانه های مختلف (ورود معلم و استاد به کلاس، روشن شدن لامپ،حرکت کردن اتومبیل،دفع بلیات ، قرائت فاتحه و . . . ) بر ایشان درود و سلام می فرستیم ، بی آنکه زمان اندکی از عمر را خالصانه وقف شناخت بهتر و بیشتر مقام این بزرگوار کنیم. در مراسمات به گفتن چند حدیث و داستان تکراری از عمر با برکت ایشان کفایت می شود و از آنجایی که وفات ( و به روایتی شهادت) آن بزرگوار با خون و خون ریزی همراه نبود ، چندان مورد توجه مجالس مدرن مداحی قرار نمی گیرد .

اکثر ما آنگونه که با اهل بیت پیامبر ارتباط قلبی و عاطفی داریم با شخص ایشان احساس الفت نداریم. با جزئی ترین موارد زندگی بعضی از اهل بیت آشنا هستیم و همچنان که شناخت مان از زندگی سیره برخی دیگر از اهل بیت اندک است،معرفت ما به ابعاد شخصیتی و سیره سراسر نور رسول الله (ص) نیز نا چیز است. نهج البلاغه تقریباً در هر خانه ای پیدا می شود اما نهج الفصاحه در هر کتابفروشی و کتابخانه ای پیدا نمی شود  و همه اینها نشان آشکاری از غفلت ماست .

 اگر اثر ارزشمند مصطفی عقاد کنار بگذاریم  سایر ما مسلمانان چه کار بزرگی در خور شخصیت والای ایشان خلق کرده ایم ؟ برای شناساندن شخصیت ایشان به جهانیان چه کار برجسته ای انجام داده ایم ؟ نشستیم و دست روی دست گذاشتیم تا سلمان رشدی لعین و کارگردانهای وقیح دانمارکی و آمریکایی ، آنطور که می خواهند پیامبر رحمت را به جهانیان بشناسانند.

 و باز عذر تقصیر یا رسول الله . . . برای همه آن سنگ هایی که به آن بدن مبارک اصابت کرده است ؛ به خاطر همه  آن تفاله ها و زباله هایی که بر سر و روی مبارک پاشیده شده است ؛ بخاطر آن دندان شکسته ؛ برای داغ  از دست دادن عزیزان و نزدیکان و بخاطر همه رنجها و مصیبت هایی که برای اسلام متحمل شده ای . . . عذر تقصیر یا رسول الله . . . عذر تقصیر که ما از عهده شناخت و صیانت از مقام والای تو بر نمی آییم . عذر تقصیر که ما آن اندازه بزرگ نیستیم که گوهر وجودت را به دنیا بشناسانیم و از حرمت تو پاسداری کنیم .

و پایان کلام ، اگر بنای مسلمانی شهادتین است ، بیایید تجدید پیمان کنیم .

اشهد ان لا اله الا الله

یعنی شهادت می دهم که هیچ خدایی جز خدای یگانه نیست و همزمان خود را از قید همه خدا های پنهان در درونمان رها کنیم.

اشهد ان محمد رسول الله

یعنی شهادت می دهم که محمد(ص) فراستاده خداوند است و همزمان عهد ببندیم که برای شناخت سیره و رفتارش بیشتر تلاش کنیم و هر روز صفتی از ایشان را در خویش احیا کنیم . بکوشیم تا ایشان را بشناسیم و به دیگران بشناسانیم . بکوشیم تا یک مسلمان به تمام معنا محمدی باشیم.

والبته کار بی سر انجام خواهد بود بدون:

اشهد ان علی ولی الله

یعنی شهادت می دهم که علی(ع) (و یازده فرزند ایشان) ولی خداوند در زمینند. گواهی می دهم که ولایت امتداد نبوت است و خدایی که پیامبر خاتم را با آن عظمت ، راهنمای ما قرار داد ، بعد از ایشان ما را به حال خود رها نمی کند و این چشمه رحمت و راهنمایی تا ظهور حجت کماکان جاری خواهد بود.

خداوندا به عظمت شأن رسول الله زیارت بارگاهش را بار دیگر نصیب من و همه دوست داران حضرتش بگردان .

پیشاپیش وفات نبی مکرم اسلام و شهادت امام حسن مجتبی و علی بن موسی الرضا (ع) به به محضر اقا امام زمان(عج) و همه شیعیان و ارادتمندان تسلیت عرض می کنم.

به قلم  م . د . ک  یا علی


موضوعات مرتبط: اندیشه اسلامی
برچسب‌ها: رسول الله
[ چهارشنبه بیستم دی 1391 ] [ 12:19 ] [ محسن ]

پانزده توصیه حاج محمد اسماعیل دولابی (رحمة الله عليه)

 در خصوص زندگی مومنانه:


۱.هر وقت در زندگی‌ات گیري پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ي یار است.

۲. زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذ کر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدي برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

۳. اگر غلام خانه‌زادي پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزي غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمري روزي خدا را خوردن، جا ندارد براي روزي فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

۴. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست.غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه اي؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

۵. موت را که بپذیري، همه ي غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوي، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ.
حضرت امیر علیه السلام فرمود: یک ساعت آخرت را به همه ي دنیا نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله براي مردن.

۶.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیا قابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.

۷. تربت، دفع بلا می‌کند و همه ي تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود.اگر یک مؤمن در شهري بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

۸. هر وقت غصه دار شدید، براي خودتان و براي همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

۹. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاري، تو ستّاري، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاري، خودت ستّاري، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.

۱۰. با تکرار کردن کارهاي خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

۱۱. خدا عبادت وعده ي بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزي سال هاي بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ي بعد زنده باشیم.

۱۲. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردي، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.

۱۳. ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادي امن سر در می آوري. هر وقت خواستی از کسی یا چیزي تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدي رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه ي اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهاي عالم لا اله الا الله

۱۴. "دل هاي مؤمنين كه به هم وصل مي‌شود، آب كُر است. وقتي به علــي عليه السّلام متّصل شد، به دريا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قليل است و در تماس با نجاست نجس مي شود ، ولي آب كُر نه تنها نجس نمي شود ، بلكه متنجس را هم پاك مي كند."

۱۵. هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزي باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ي دلت را تصرف کند.


موضوعات مرتبط: خودسازی
[ یکشنبه هفدهم دی 1391 ] [ 12:39 ] [ محسن ]

هوالحق

باور کن ! من همان زینبم؛ همان زینبی که هر روز، زیر آفتاب نگاه تو گرم می‏شد، همان زینبی که از طنین صدای تو جان می‏گرفت، همان زینبی که روزش را با زیارت تو آغاز می‏کرد و شبش را با چراغ یاد تو به پایان می‏برد.

باور کن همان زینب، همان خواهر، چهل روز است تو را ندیده است. بلند شو برادر گلم! چرا جوابم را نمی‏دهی؟ تو که همیشه به احترام حضورم می‏ایستادی؛ حالا چه شده که حتی جوابم را نمی‏ دهی؟

آه، چه توقعی دارد زینب از تو! آخر تو که... .

باشد! حالا که تو نمی‏توانی، من برایت همه چیز را می‏گویم، آن روزِ غمگین کودکی‏مان که یادت هست؟! همان روزِ آتش و در و... آری! می‏دانم؛ حتی حالا هم طاقت شنیدنش را نداری. برایت بگویم؛ کودکان تو آواره بیابان‏های بی‏چراغ شدند؛ یکی دو ستاره، خاموش شد تا صبح.

چه کشیدیم برادر! فقط یاد و ذکر خدا و تو و پدر و مادر و جدمان، قوت دلمان شده بود؛ وگرنه قصه به اینجا نمی‏رسید.

در راه، هر جا که شد، چراغ یاد تو را روشن کردیم.

چه که بر سر آل امیه نیاوردیم؛ کوفه می‏لرزید از طنین صدایمان.

هر اشکمان را بر چله کمان نشانده بودیم و قلب خواب‏آلودگان را نشانه رفته بودیم؛ اما امان از شام! تاریکی شام، بر روشنایی کلام ما پیشی می‏گرفت؛ اما ستاره سه ساله تو، آنجا را هم روشن کرد.

چه بگویم برای تو که از همه چیز باخبری؟! در این چهل روز، یک لحظه نوازش صدای تو، گوشم را تنها نگذاشت.

هر چه را باید می‏گفتم، به زبانم جاری می‏شد. همیشه گرمای دستان حمایتت را روی شانه‏هایم حس می‏کردم. یک آن، خودم را بی‏تو ندیدم؛ اما چه کنم که تو خواسته بودی هر لحظه نبودنت را به یاد دیگران بیندازم و بیدارشان کنم.

هر چه بود این چهل روز گذشت و من دوباره به دیدار تو آمدم.

حالا نمی‏خواهی برای دیدن خواهرت، از جای برخیزی؟

با کاروان بی‏رقیه

ذاکر زاده

[ چهارشنبه سیزدهم دی 1391 ] [ 7:58 ] [ محسن ]

در شرائط فتنه، کار دشوارتر است؛ تشخیص دشوارتر است. البته خداى متعال حجت را همیشه تمام میکند؛ هیچ وقت نمیگذارد مردم از خداى متعال طلبگار باشند و بگویند تو حجت را براى ما تمام نکردى، راهنما نفرستادى، ما از این جهت گمراه شدیم. در قرآن مکرر این معنا ذکر شده است. دست اشاره ى الهى همه جا قابل دیدن است؛ منتها چشم باز میخواهد. اگر چشم را باز نکردیم، هلال شب اول ماه را هم نخواهیم دید؛ اما هلال هست. باید چشم باز کنیم، باید نگاه کنیم، دقت کنیم، از همه ى امکاناتمان استفاده کنیم تا این حقیقت را که خدا در مقابل ما قرار داده است، ببینیم.

مهم این است که انسان این مجاهدت را بکند. این مجاهدت به نفع خود انسان است؛ خداى متعال هم در این مجاهدت به او کمک میکند. نوزده دىِ مردم قم در سال 56 از این قبیل بود، نهم دىِ امسالِ آحاد مردم کشور - که حقیقتاً این حرکت میلیونى فوق‌‌العاده ى مردم حرکت عظیمى بود - از همین قبیل است، و قضایاى گوناگونى که ما در طول انقلاب از این چیزها کم نداشتیم. این مجاهدت، راه را به ما نشان میدهد.

بیانات در دیدار مردم قم در سالگرد قیام نوزدهم دى ماه 19/10/1388

 

یا علی


موضوعات مرتبط: جامعه اسلامی
[ شنبه نهم دی 1391 ] [ 23:20 ] [ محسن ]

هوالحق

تبرّی مصدر عربی ، بر وزن تفعّل و از ریشة بَرَءَ و اصل آن تَبَرُّؤ است ، در زبان فارسی بیشتر به صورت تبرّا به کار می رود. در لغت به معنای دوری کردن از چیزی که مجاورت با آن ناپسند است ، بیزاری جستن ، و مانند اینها آمده است . اصطلاح تبرّی ، ریشه در قرآن کریم دارد. در قرآن ، علاوه بر اینکه یک سوره با برائتِ خدا و پیامبرش از مشرکان آغاز شده و ازین رو «برائت » نام گرفته است ، در بیست سوره (مجموعاً در 27 آیه )، مادّة برائت و مشتقات آن ، سی بار آمده است . در عقاید شیعی «تبري» به معنای بیزاری جستن از دشمنان و خدا و رسول و اهل بیت است و از فروع دین محسوب می شوند و  اين بدين معنا است که هر کس وظيفه دارد به مفاد و مصادیق آن عمل کند و اگر نکند مرتکب گناه شده است .

با این مقدمه اگر بنا باشد به عنوان یک شیعه در دنیای کنونی، عالِم و عامل به تکالیف دینی باشیم، دوری و بیزاری جستن از دشمنان و خدا و رسول و اهل بیت چه مصادیقی دارد ؟ از چه چیز هایی باید بیزاری و دوری جست ؟ و مهمتر اینکه در دنیای امروز بزرگترین مصداق دشمنی با خدا چیست ؟

آمریکای جهانخوار ،امپریالیزم ، صهیونیزم ، سکولاریزم ، پلورالیزم ، فراماسونری ، اندیشه غربی ، منافع اقتصادی ابر شرکت ها و هزاران مصداق دیگر . حقیقتاً بزرگترین مصداق دشمنی با خدا در جهان امروز کدام یک از اینهاست ؟
بقیه را در ادامه مطلب بخوانید.


موضوعات مرتبط: مفاهیم کلیدی، دشمن شناسی
برچسب‌ها: مدرنیسم, حزب الله
ادامه مطلب
[ دوشنبه چهارم دی 1391 ] [ 16:0 ] [ محسن ]
........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سابقون تنها نقطه آغاز است. سرآغازی برای یافتن گمشده بشر امروز. شروعی برای کشف آشکارترین حقایق عالم . حرکت در صراط مستقیم تا نیل به قرب الی الله ، که :
السابقون السابقون اولئک المقربون
<
امکانات وب
قالب بلاگفا حافظ پارس خودرو